تبلیغات
بارون

بارون
تا خدا هست دلت تنها نیست،اسیر لطف خدا باش که بی خدا زندگی هرگز زیبا نیست...
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به این وبلاگ چه نمره اى میدهید؟؟





لینک دوستان
بسم الله الرحمن الرحیم

در یكى از جنگها كه رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز در آن شركت داشت ، تابستان بود و هوا بسیار گرم ، كودكى از خانه بیرون آمده بود و در بیابان در برابر تابش شدید آفتاب ، بر اثر گرماى بسیار، سخت مى گریست ، مادرش (كه گویا براى كمك به رزمندگان آمده بود) در میان آنها بود، ناگهان به یاد بچه اش افتاد و به اطراف نگاه كرد و او را دید، با شتاب به سوى او رفت ، او را در آغوش ‍ گرفت ، و بعد روى ریگهاى سوزان جزیرة العرب خوابید و بچه اش را روى سینه اش گرفت ، تا از رسیدن شدّت گرما به فرزندش بكاهد، و مادر در این حال گریه مى كرد و مى گفت : ((آخ كودكم ، آخ كودكم )).
منظره بقدرى جانسوز بود كه همه حاضران ، بى اختیار گریستند، رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى آنها آمد، آنها جریان را به آن حضرت ، عرض كردند.
پیامبر صلى الله علیه و آله مهر و دلسوزى آنها را ستود، و از اینكه اظهار دلسوزى كردند، خوشحال شد، سپس به آنها فرمود: ((آیا شما از محبّت و مهر شدید این مادر نسبت به فرزندش ، تعجب مى كنید؟
عرض كردند: آرى .
فرمود: ((حتما بدانید خداوند متعال به همه شما مهربانتر است از این زن ، نسبت به فرزندش )).
مسلمانان از این بشارت ، بسیار شاد شدند و سپس دنبال كار خود رفتند




[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 17:05 ] [ م . ح ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


خدایا اگر درمان تویى دردم فزون باد و گر عشقى سهم من جنون باد...
-------------------------------------
سلام دوستان عزیز سپاسگزارم از این که به وبلاگ من سر زدید،
با نظر دادنتون و شرکت در نظرسنجی حضور گرمتون رو گرم تر کنید،ممنون میشم

یاعلی

________________________________

خدا گوید:
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
دریافت کد صلوات شمار
ارسال پاسخ

فال حافظ


Online User دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

فال انبیاء



کد ِکج شدَنِ تَصآویر