تبلیغات
بارون

بارون
تا خدا هست دلت تنها نیست،اسیر لطف خدا باش که بی خدا زندگی هرگز زیبا نیست...
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به این وبلاگ چه نمره اى میدهید؟؟





لینک دوستان

بسم الله الرحمن الرحیم

یک روز دیگر به مهر مانده بود. باید برای رفتن به مدرسه آماده می­ شدم. خدا پیش من آمد و گفت: «فردا باید به مدرسه بروی. آیا می­دانی که آنجا باید چه کنی؟»

گفتم: «نه نمی­دانم».

یک بسته به من نشان داد. با تعجب پرسیدم: «این دیگر چیست؟»

گفت: «در این بسته چیزهایی است که تو در مدرسه از آنها استفاده خواهی کرد». بسته را باز کرد:

- این دفتر است. این یکی مداد نام دارد. این پاک کن است. این هم تراش و اسم اینها هم مداد رنگی است.

با تعجب به وسایل نگاه کردم. حیرت زده شده بودم. گفتم: «باید با این­ها چه کنم؟»

خدا جواب داد: «عجله مکن برایت خواهم گفت».



بقیه در ادامه مطلب ارزش خواندن رو داره


ادامه مطلب

دنبالک ها: ♥♥خدایی خداغریبه♥♥،
[ سه شنبه 26 شهریور 1392 ] [ 19:19 ] [ م . ح ]
بسم الله الرحمن الرحیم

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی؟

ازکبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت رابه دادم میرسی؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی؟





****
حریمت قبله ی جانم
بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم
رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو
گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو
رضا جانم، رضا جانم



****

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است



****

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا را بر عموم مسلمین جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم ...





[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 15:50 ] [ م . ح ]
بسم الله الرحمن الرحیم

رسول اكرم صلى الله علیه و آله
:

یَقولُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ إِذ كانَ الغالِبُ عَلَى العَبدِ الاِشتِغالُ بى، جَعَلتُ بُغیَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِكرى فَإذا جَعَلتُ بُغیَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِكرى عَشَقَنى وَعَشَقتُهُ فَإِذا عَشَقَنى وَعَشَقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فیما بَینى وَبَینَهُ وَصَیَّرتُ ذلِكَ تَغالُبَاَ عَلَیهِ لایَسهو إِذا سَهَا النّاسُ اُولئِكَ كَلامُهُم كَلامُ النبیاءِ اُولئِكَ البطالُ حَقّا؛

خداى عزوجل مى فرماید: هرگاه یاد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشى او را در یاد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشى او را در یاد خود قرار دهم عاشق من شود و من نیز عاشق او گردم و چون عاشق یكدیگر شدیم حجاب میان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چیره گردانم، چندان كه مانند مردم دچار سهو و غفلت نمى شود، سخن اینان سخن پیامبران است، اینان براستى قهرمانند.

(كنزالعمال، ج1، ص433، ح1872)







[ چهارشنبه 20 شهریور 1392 ] [ 13:29 ] [ م . ح ]
روزهای بدی در زندگی آدم می رسد

که هیچ کسی حتی نمی پرسد:

" خوبی ؟ "

برای چنین روزهای بدی

نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی

و نامش چه زیباست ...
خدا...






[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 20:50 ] [ م . ح ]
روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.

حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.

پس از بازگشت، رو به درگاه خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حال می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: آخر شب به در ورودی شهر برو. آخرین نفری که وارد شهر شود، او بهترین بنده ی من است.

هنگامی که شب شد، حضرت موسی به در ورودی شهر رفت...

دید آخرین نفری که از در شهر وارد شد، همان پدر و فرزندش است! رو به درگاه خداوند، با تعجب و درماندگی عرضه داشت: خداوندا!چگونه ممکن است که بد ترین و بهترین بنده ات یک نفر باشد!؟

ندا آمد:

ای موسی، این بنده که صبح هنگام میخواست با فرزندش از در خارج شود، بدترین بنده ی من بود. اما... هنگامی که نگاه فرزندش به کوه های عظیم افتاد، از پدرش پرسید:بابا! بزرگ تر از این کوه ها چیست؟

پدر گفت:زمین.

فرزند پرسید: بزرگ تر از زمین چیست؟

پدر پاسخ داد: آسمان ها.

فرزند پرسید: بزرگ تر از آسمان ها چیست؟

پدر در حالی که به فرزندش نگاه می کرد، اشک از دیدگانش جاری شد و گفت:فرزندم. گناهان پدرت از آسمان ها نیز بزرگ تر است.

فرزند پرسید: پدر بزرگتر از گناهان تو چیست؟

پدر که دیگر طاقتش تمام شده بود، به ناگاه بغضش ترکید و گفت:عزیزم ، مهربانی و بخشندگی خدای بزرگ از تمام هرچه هست، بزرگتر و عظیم تر است.







[ چهارشنبه 13 شهریور 1392 ] [ 19:25 ] [ م . ح ]
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی...
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام...
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.



[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 22:23 ] [ م . ح ]
باز آى,باز آى هر آنچه هستى باز آى
گر کافر و گبر و بت پرستى باز آى 
این درگه ما در گه نومیدى نیست
صد بار اگر توبه شکستى باز آى

------------------------------------------

ابیاتى که خواندید بسیار زیبا بودند و همچنین امیدوار کننده...اما شرایطى هست براى توبه...
در اطراف ما افرادى هستند که با این ذهنیت که (حالا وقت هست توبه میکنم) همچنان به گناه هاى خود ادامه میدهند
اما 
دوست عزیز آیا اندکى فکر کردى؟!؟
آیا از دو دقیقه ى دیگر زندگى ات خبر دارى؟؟
آیا میدانى که هر آن ممکن است این دار فانى رو وداع بگویى؟؟
پس با چه پشتوانه اى این حرف را میزنى و چنین فکری میکنی؟؟
بدان و آگاه باش که تکیه بر باد زده اى...
فرضا هم اگر به زمان مرگ ات آگاه باشى و بدانى  که حالا حالاها زنده اى
پس این را هم بدان 
که خداوند به نیت ها آگاه است...
تو با این طرز تفکر هیچوقت پشیمانى از عمق جان رو لمس نخواهی کرد.
پس
هیچ گاه شرایط توبه ی واقعی رو پیدا نخواهى کرد.

پس لطفا خودت رو دور نزن.
بیا و بلند وجدانت روصدا کن تا شاید از خواب غفلت بیدار شه.
شروع کن یک قدم با تو تمام گام هاى مانده اش با خدا...


م.ح




[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 19:24 ] [ م . ح ]
بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند به داوود علیه السلام وحى فرستاد که اى داود! کسى که دوستش را دوست مى دارد، گفتارش را تصدیق مى کند و اگر از او راضى باشد، کردارش را نیز تأ یید مى کند. و با اطمینان به دوست ، اعتماد به او پیدا مى کند و اگر اشتیاق به او داشته باشد ، تلاش مى کند که به او برسد. اى داوود! یاد و ذکر من براى ذاکرین من است و بهشتم براى اطاعت کنندگان و عشق و محبتم براى مشتاقین و دلباختگانم و من ویژه دوستانم هستم .

حدیث قدسی

و چه زیباست خدا را به دوستی برگزیدن












[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 15:00 ] [ م . ح ]
رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابن آدَمَ لَم یُذکَر اللهُ فیها إلّا حَسِرَ عَلَیها یَومَ القیامَةِ.


هر لحظه ای که بر فرزند آدم بگذرد و او به یاد خدا نباشد روز قیامت حسرتش را خواهد خورد.







[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 01:14 ] [ م . ح ]

عزیز دیدنت را بهانه بسیار داریم اما بها نه

کلاس اول خواندیم ” آن مرد در باران آمد ” …

اکنون می فهمیم تا آن مرد نیاید باران نخواهد آمد …

اللهم عجل لولیک الفرج






[ جمعه 1 شهریور 1392 ] [ 19:57 ] [ م . ح ]

بسم الله الرحمن الرحیم

پنج اصل دین در صلوات وجود دارد. «اللّهم» توحید است. «صلّ علی محمد» نبوت است. « و آل محمد » یعنی امیرالمؤمنین و اولادش. این هم امامت. توحید را که قائل شدیم، معاد هم قائلیم. و چون حق محمد و آل محمد را ادا کردید عدالت است. قربان این مستحب که با آن هر پنج اصل دین را اقرار کردیم.

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.






[ جمعه 1 شهریور 1392 ] [ 19:45 ] [ م . ح ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


خدایا اگر درمان تویى دردم فزون باد و گر عشقى سهم من جنون باد...
-------------------------------------
سلام دوستان عزیز سپاسگزارم از این که به وبلاگ من سر زدید،
با نظر دادنتون و شرکت در نظرسنجی حضور گرمتون رو گرم تر کنید،ممنون میشم

یاعلی

________________________________

خدا گوید:
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
دریافت کد صلوات شمار
ارسال پاسخ

فال حافظ


Online User دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

فال انبیاء



کد ِکج شدَنِ تَصآویر